Saturday, October 25, 2008

امروز

امروز روز آخرزندگی منه ... خونه کسی نیست و همه بیرونند ... چند ماهی هست که به ایران برگشتم ... همیشه منتظر همچین روزی بودم ...
چندین بار در سالهای پیش قصد داشتم همین کار رو بکنم اما همیشه چهره ی گریان و شکسته ی مادرم به من اجزاه ی این کار رو نمی داد ... موقعیکه می خواستم این کار رو انجام بدم خانواده ی خودم رو می دیدم که از همینی که هستند هم بدبخت ترند ... اما حالا دیگه خودم هم متوجه شدم که راه من همینه ...
دیگه کافیه ... دیگه ماندم هم سودی نداره ... قصد داشتم با اسلحه این کار رو بکنم ... شنیده بودم راحت ترین راه این کاره ... اما تلاشم به جایی نرسید ... یعنی اگر پسر بودم حتما می تونستم یه جور یه اسلحه گیر بیارم ...
امروز با طناب خودم رو خواهم کشت ... از همه ی کسانی که از من ناسزا شنیدند معذرت می خوام ... من انسان پست فطرتی هستم ... اما این جور نبودم ... واقعا اینی که الان هستم نبودم ...
از comunque , geghele و آزادزی که در آخرین کامنتهای بالاترین از من فحش شنیدند معذرت می خوام و همینطور از کس دیگه ای که اسمش یادم نیست ...
امروز خودم رو خواهم کشت ... امروز خودم رو خواهم کشت ... امروز از شر بدبختیها خلاص می شم ... امروز یه طناب من رو از رنج عذاب چندین ساله خلاص می کنه ..

78 comments:

Anonymous said...

سولماز جان ! سلام . این چه حرفیه که میزنی ؟ من کلی دلواپس شدم . امیدوارم شوخی کرده باشی ! خواهر خوبم ! مشکلی اگر هست مطرح کن . به وسع خودم هر کاری بتونم انجام میدم
فیضیه

Anonymous said...

be careful, and dont do something you know you'll regret

Unknown said...

سلام سولماز جان ؛ تو رو خدا یه خبری بده؛ اعصابم به هم ریخته بابت این حرفات . خدا خدا میکنم شوخی کرده باشی .ثانیه به ثانیه ایمیلمو چک میکنم تا جواب ببینم ازت . خواهش میکنم جواب ایمیلمو بده کارت دارم

Anonymous said...

سلام خولماز خانوم . اگه شوخی میکنی که هیچ ولی اگر جدی میگی بدون که خیلی افراد هستند که از منو شما بدتر زندگی می کنن و حتی حسرت زندگی کسی مثل شما رو دارن . هر کس مشکلات خاص خودشو داره .بزرگ و کوچیک . با این کارا نه تنها مشکلی حل نمیشه بلکه وضعیت بدتر میشه

Anonymous said...

سولماز جان زندگی زیباست و با تلاشت برای زیباتر کردنش زیباتر هم می شود. زندگی شاید این لرزش انگشتان من است، نمی دانم،برای تویی که نمی شناسمت از این سوی دنیا نگرانم. برای هر تصمیمی زمان داری برای دوباره فکر کردن هم کمی زمان بده که
فردا آفتاب دوباره سر خواهد زد. به کودکان فکر کن و به صدای روحنواز خنده هایشان

Anonymous said...

چه باحال، منم یک روزی تو فکر بودم که همیجوری خودکشی کنم، یعنی پروفایل بالاترینم رو عوض کنم و بعدش یک مطلب تو وبلاگم بنویسم و دیگه‌ هم بهش سر نزنم. ولی سولماز جان جای کامنتای خوشگلت تو بالاترین خالی می‌مونه ها. به هر حال اگه تصمیمت رو گرفتی کاریش نمیشه کرد ولی اگه زنده بودی و این کامنت منو خوندی، یک نگاهی به سایت هفت سنگ و اون ویژه‌نامه خودکشیش بزن. مطالب خوبی نوشته.اصلاً هم تو این مایه‌ها نیست که تورو خدا خوکشی نکنی و از این مزخرفات.

Anonymous said...

اینم لینکش دختر
http://www.7sang.com/closeup/suicide/

Anonymous said...

سلام..امیدوارم که این حرفا راست نباشن..این روزا بد دلگیرم یکی دیگه از دوستام هم از این حرفا می زنه امت خود من که قصد داشتم یه روز اینکارو کنم ، دارم پشیمونش می کنم..به نظرم کار بی فایده ای هست نمی دونم فیلم (چه رویاهایی می آیند )رو دیدی یا نه اما بدون که با اینکار اون دنیات هم خراب می شه...زنده بمون...زنده

Anonymous said...

کسخل ، گیرم که خودت رو هم کشتی. فکر می کنی کسی به تخمش هست؟ نه به خدا. باید واستی و خواهر و مادر زندگی رو با هم پیوند بدی ، نه اینکه فرار کنی. در بالاترین منتظرت هستیم

Anonymous said...

اینو نگاه کن، اون دنیات خراب میشه‌‌!!!!! هه‌هه‌هه
خیلی کامنت باحالی بود، حتماً با خودت هم فکر می‌کنی این کامنتت باعث میشه سولماز تصمیمش رو عوض کنه. بابا تو دیگه کی هستی‌؟؟

سولماز جان من می‌گم تو نامه‌ی خودکشیت بنویس که همش تقصیر این مهردادها بود با اون دنیای دیگه‌‌ی مسخره‌شون که باعث شد من خودکشی کنم.
ولی دار حس نمی‌ده ها، من اگه بودم از روش گاز استفاده می‌کردم، هم باکلاس‌تره هم روشنفکری میزنه. تیریپ صادق هدایت ;)

Anonymous said...

zendegi ziba nist edalati ham vojood nadarad, faghat boodan zibast va ghodrat mikhahad

Anonymous said...

سولماز جان
کاش بیای و این موضوع را اتفاقا تبدیل بکنی به یک موضوع برای بحث در وبلاگستان.

Anonymous said...

hatman in karo bokon chon jorat mikhad.....

Anonymous said...

Whatever you have in your mind as the STORY OF YOUR LIFE, is JUST a STORY that you made in your mind. It does not mean ANYTHING.

Get over the voice that is talking to you on and on. Stop living the story which you choose and start a new story. It is easy.

Anonymous said...

اگه مطمئنی بعد از مرگت اوضاعت بدتر نمیشه، حتما این کارو بکن!

Anonymous said...

امیدوارم که یه لحظه چهره مادرتو بعد مرگت تصور کنی و این کار رو نکنی، در ضمن اگه خیلی به این کار مصمم هستی قبلش کتاب " پنج نفر در بهشت منتظر شما هستند" رو بخون. حجمش خیلی کمه، زیاد وقتت رو نمی گیره.

Anonymous said...

میدونم انقدرم خر نیستی قبل از خوندن کامنت های اینجا و بالاترین و دیدن نالاه های بچه ها این کارو بکنی.
منم قبلا (اون موقع ها که مثل تو بچه بودم و عقلم نمیکشید) از این فکر کردم. را های زیادی داره ولی هیچ کدوم نمیشه، میخواستم گاز رو باز بذارم که خفه بشم بعد فکر کردم بعد از مردنم یهو خونه آتیش بگیره چی؟ خواستم قرص بخورم به فکرم رسید که معمولا آدم هایی که قرص میخورن رو نجات میدن و این وسط فقط دل دردش برای من میمونه. با طناب هم خیلی خایه میخواد، فکر شکسته شدن گردن و بعد یواش یواش خفه شدنش رو کردی؟
کاش تو هم مثل من بزرگ بشی و بفهمی زندگی کردن بهترین لذت دنیاست، با همه بدبختیاش.

Anonymous said...

سلام.
ببین منم یه بار به اینجایی که تو رسیدی رسیدم . اما فقط یه توصیه دارم یه چند روز دست نگه دار . بعد ببین همین تصمیم رو می گیری یا نه.
فرقی نمی کنه مشکلت چی باشه و آیا در این چند روز حل میشه یا نه . فقط چند روز صبر کردن حال و هوات رو تغییر میده.

Anonymous said...

دوست دارم کامنتت رو پای مطلبم ببینم. این آرزوی منه

Anonymous said...

سولماز؛ اگه فکر می کنی به همه چیزایی که می خواستی، رسیدی، همه کیرایی رو که باید می چشیدی، بهشون مبسوط دادی، تو تصمیمت شک نکن. تو اوج اقتدار تمومش کن. حیفه اون ذهن زیبای توست، وسط این گوساله ها.
ما که به اختیار خودمون تو دنیا نیومدیم، دو نفر دیگه حشرشون زده بالا، فوقش یه خورده آدرنالین خونشون هم بالا پایین شده، ما رو پس انداختن، نهایت اختیار و آزادی ما همینه که خودمون بریم. به خودکشی صادق هدایت فکر کن، این بشر هر لحظه می تونست پاشه گاز رو قطع کنه اما وایستاد، لذت مرگ رو مزه مزه کرد. اگه آدمش هستی، همون راه رو برو

Anonymous said...

بیخیال شو...حوصله نعش کشی و حلوا و هفته و چهلمو سالگرد نداریم :)

Anonymous said...

راستی اگه هنوز نرفتی، یه ایمیل برام بزن. دو تا داستان کوتاه در مورد لذت خودکشی دارم و یک مطلب در مورد خودکشی هدایت:
1dalghak@gmail.com

Anonymous said...

خدا کنه فقط یک نوشته از روی عصبانیت بوده باشه و نه چیز دیگه.... نگرانتم

Anonymous said...

h.sedaghat مادر جنده با کیر مردم جلق میزنی؟ جاکش پدر چرا خودت لذت مرگ رو مزه مزه نمیکنی؟

Anonymous said...

شهروز جان، وارد مقولاتی که برات پیچبده ست نشو. مطمئن باش من هم اگه اتفاق مهم زندگیم بیوفته، وسط شما گوساله ها نمی مونم

Anonymous said...

اونور به خدا خبری نیست. از ما گفتن اما دلت واسه ساختن فحش های جدید تنگ می شه. هنوز کلی آدم تو دنیا هست که به قدر کافی بهشون فحش ندادیم. دلت اونجا واسه کل کل بالاترین هم تنگ می شه. واسه این کارا همیشه وقت هست

Unknown said...

سولماز تو نمی فهمی من دارم دق می کنم؟ می دونی که دوست دارم پس زود باش جواب منو بده. منو اد کن همین الان میخوام باهات حرف بزنم. من اهل نصیحت کردن نیستم مطمئن باش فقط بهت ثابت می کنم دنیا یک روی دیگه هم داره
منتظرتم سولمازم

farnaazzzz@gmail.com

Anonymous said...

مرگ قشنگترین سرکار گذاشتنه. تو داری زیر خاک خورده می شی، تموم می شی. بعد یه عده رفتن سرکار، دلشون رو به یه تیکه سنگ خوش کردن. تو مفیدی، می دونی چقدر کرمها از خوردنت سیر می شن؟

Anonymous said...

می خواستم داستان سومم رو باهات کامل کنم، نشد.اگه کار رو تموم نکردی،به کس عمت خندیدی اگرم که تمومه که داری به کس عمه من می خندی. اون کست نصیت غلیونای کیر کلفت بشه الهی.سلام منو هم به حوری های کس طلا برسون

Anonymous said...

دختر جان درد بی شوهری اینقدر هم سخت نیست که این همه خرج روی دست بازماندگان بگذاری، تا حالا حساب کردی سیر کردن این همه آدم کور و کچل تو فامیل با خرج ایاب و ذهاب و قیمت فضائی قبر آن هم این روزها که دو قطعه خالی بیشتر نمونده یعنی چی؟
دار زدن با طناب نوع خودکشی زنانه نیست، زنها معمولا با سم دیگران را از دست خودشان خلاص میکنند! و اما کسانی که جار میزنند آیییی مردم مُردم! یعنی هنوز میخواهند زنده باشند اما دنبال بهانه ای هستند که بعدا منت سرشان بگذارند بخاطر شما ماندم!
من خودم بارها خودکشی کردم! و البته خیلی زود با یک هویت تازه برگشتم به زندگی، اما اگر خواستی بطور واقعی از دنیا بری با خودم تماس بگیر تا یک آدم وارد معرفی کنم، آخه دختر هرچقدرم لات و لوت که با اسحله خودکشی نمیکنه اونم با این همه سر و صدا! حالا از این بگذریم فکر اون بدبختی باش که باید خون روی دیوارها رو پاک کنه!
من پیشنهاد میکنم بگذار خودم برات یکی رو پیدا کنم که روزی دو سه بار برات بمیره! اینقدر که گریه ت بگیره!
میدونی من کی هستم؟ فکر کن؟ نه نمیگم تا تو خماریش بمونی! ولی وقتی برگشتی و به ریش این ملت عزادار و سیاه پوش خندیدی بهت میگم من کی بودم!
جگرت را....

Anonymous said...

دقیقا یک سال و نیم پیش بود که من هم مثل تو شده بودم و اینفکر لعنتی ولم نمی کرد. چقدر خودزنی کردم و ستاره ی داوود با تیغ روی دستم کشیدم... روزی که تصمیم به خود کشی گرفتم به هیچ کس نگفتم اما شاید 3 ثانیه قبل از خودکشیم بود که یه جرقه زندگیم رو متحول کرد. تو که از آینده خبری نداری؟ داری؟ آنرشیستی مثل من حالا کلی عوض شده واسه خودش.

کاش تو هم با کسی که واقعا باهاش مشکل داری یا با کسی که باهاش راحتی یا حتی با کسی که یک ذره نمیشناسیش ولی برات اهمیت قائله مثل بعضی از همین بچه های بلاگ تماس بگیری و بگی چی شده. به هر حال عقل دو نفر از یک نفر بیشتره...


antiutopiaist@gmail.com

Anonymous said...

حالا یکی نیست به صداقت بگه کارتو
نکرده ، بیا و خودکشی کن


صداقت شما حداقل بگو که فطرتی نیست تا پست فطرتی باشه این وسط . شما بگو بلدی دیگه.

نردبان این جهان ما و منی است.
عاقبت این نردبان افتادنی است.
لاجرم آن کس که بالاتر نشست.
استخوانش سختتر خواهد شکست.

Unknown said...

سولماز حواب منو بده دختر خوب. بخدا نگرانتم

Anonymous said...

?

Anonymous said...

در همین لحظه هزاران نفر تو این سیاره دارن به بدترین وضع جون می کنن و می میرن ولی هیچکی حتی خود تو به فکرشون نیست. زندگی یک آدمی که آرزوی مرگ داره و به اینجایی که تو رسیدی -و من رسیدم- رسیده ارزش زنده بودن رو نداره امّا ارزش جنگیدن رو داره، مردن کاری نداره این مغز لعنتی فقط برای چند لحظه باید از کار بیفته و تموم. امّا جنگیدن و به قول یکی ازین دوستات ترتیب خوار و مادر این روزگارو دادنه که دلیلیه واسۀ (فعلاً دست نگهداشتن). پس برگرد و بجنگ به هر روشی که خودت می پسندی اما بجنگ!. از عکس تو پروفایلت می بینم که جوونی پس نمی تونی بگی که نمی تونی!

Anonymous said...

.

Anonymous said...

قابل توجه دوستان بالاترینی

من اکانت بالاترین ندارم که اونجا نظرم رو بگم اما بیایید برای لحظه ای این تئوری های جامعه شناسانه رو که چون فلان هست خودکشی نکرده و ... رو کنار بگذارید . اون آدم هایی که مسخره می کنن این موضوع رو من رو یاد

killwithme.com

می اندازن

Anonymous said...

سولماز اَن عزیز
لطفا نداده نرو ... به من نه، که من آشغال کُن نیستم، بلکه به جوانان حشری بالاترین که از عشق کُست جلغ تو شلواری می زدن. ای کیرم توی کُس پر پشمت نره - که می دونم آب از لب و لوچت راه افتاد - شبا کجائی کُسو؟

Anonymous said...

سولماز جان
میدونی اگه دستم بهت برسه و ببینم خودت رو نکشتی باور کن با دستهای خودم خفت میکنم و به ارزوت میرسونم . بی شرف دق کردیم عجب گوش درازی هستی کم اعصابمون ردیفه تو هم راه میری روش
امیدوارم زنده باشی با دست های خودم خفت کنم

Anonymous said...

ye jooraye bet hagh midam, man chan hafte pish dashtam khodamo mikoshtam, sobha ke miraftam labor, masiram ba ghatar bood be in fekr mikrdam kodoom ghatar sareetar hast va emkane tormoze dar ja nadare ke dar ja bemiram, hamin sabok sangin kardane rahe khodkoshi chan rooz bem forsat dad, ye kam aromtar shodam, hanooz az fekresh biron naraftam vali tanha chizi ke zendam negah midare fekre khanevadam hast ke che eshghi daran be man va be karhaye ke mikonam, man donyashonam va age donyaye khodamo az khodam begiram donyaye onaro ham gereftam, man alman hastam, inja zendegi asoon nist, khosoosna vaghti tanha bashi, vali be nazaram hame chi o zendegi ye peak dare, sakhti ya khoshi, alan peak daro sakhtio ranje mane, age ino rad konam hatman roozaye khobi ham mirese, roozaye ke didane aftab labkhand be labam miare, roozaye khali az in bi tafavotihaye har rooze,

ta ghable mordan forsat dari vase pashimon shodan, bargashtan, angoze taze be khodet dadan vali ba mordan dastet dige be hich ja band nist, on donyaye ham dar kar nist, mimiriu va shnace ye zendegio az khodet migiri sulmaze aziz,

Anonymous said...

درود بر دوست پژمرده ناشدني سولمازان عزيز
نازنين دوست نيك ميدانيد كه حقير بسيار شما را دوست دارد و نيك ميدانيد كه دلبسته شما است گهگهاه از شما نوشته هايي ديده است كه جاي بحث آن اينجا نيست مهم اين است كه اين نكته را درك نماييد انسان به اميد زنده است
اميد خود را از دست نده نازنين دوست و پايدار باش
سرافراز يو سرزنده گي و سربلندي تو دوست خوب آرزوي قلبي تمامي دوستانت در بالاترين است
پاينده باشي مهربان دوست

Anonymous said...

اینجا تازه صبح شده و من چند دقیقه ای هست که این پست رو خوندم، با خوندن این کامنت های عجیب و غریب سرگیجه گرفتم ولی دلم نیومد چیزی نگم..نمیدونم چی باعث شده به این فکر بیفتی اما دلم نیومد که نگم لطفا این کارو نکن.. لطفا کمی بیشتر فکر کن.. این تصمیمی نیس که بشه ناگهانی گرفت... دلم نیومد...ه

Anonymous said...

من برادر سولماز هستم، متاسفانه دیر رسیدیم، همه شوکه هستند، مادرمون حالش بد شده بیمارستان هستش، واقعا تحمل این واقعه برای ما غیرممکنه، سولماز همه زندگی ما بودش نمیشه نبودنش رو باور کرد، وحشتناک بود! خصوصا اینکه وقتی طناب پاره شده بود و سرش به زمین خورده بود دماغش هم شکسته بود! دماغی دو میلیون پول عمل زیباییش شده بود، واقعا حیف شد! حیف

Anonymous said...

خوب سرکار گذاشتی همه رو ای دهن سرویس کونی!تو با اون اولاد و الفک همه رو کیر کردید!

Anonymous said...

خوب به کیر خر ملانصرالدین
بکش خودتو جر بده

Anonymous said...

اگر اونطرف مانیتور , کسی از احوال سولمازان( نیسنده این وبلاگ ) خبری داره , لطفا چیزی بنویسه و مردم رو از نگرانی دربیاره

Anonymous said...

با سلام به همگی من برگشتم می خواستم ببینم که چه قدر من را دوست دارین

Anonymous said...

دیدی چقدر آدم هستن که واسشون اهمیت داری؟ گوشه ای از اهمیت و ارزش وجودت رو اینجوری باید متوجه بشی.

Anonymous said...

خدا بیامرز

Anonymous said...

چون این رو نوشتی گفتیم شاید هنوز کاری نکردی بیام یه چیزی بگیم شاید از تصمیمت برگردی.
ولی اگه می خواستی برگردی تا حالا برگشته بودی. پس دو حالت داره. یا خودت رو کشتی یا اینکه ما رو گذاشتی سر کار.
اگه می خواستی خودت رو بکشی کار بدی کردی این رو نوشتی و آدمای زیادی رو با این کار اذیت کردی. فعل آینده نباید بکار می بردی. می نوشتی مثلا وقتی این رو می خونین من دیگه مردم.
اگر هم که ملت رو گذاشتی سر کار کارت از بد هم بدتر بوده.
-------------------

Anonymous said...

حتما خیلی اذیت شدی، خیلی ناراحت بودی، اما وقتی خودکشی میکنی مثل اینه که برای مشکلاتی که میگذره، مشکلاتی که موقتیه -هرچند خیلی ناراحت کننده باشن ولی میگذرند- خودتو برای همیشه از زندگی محروم میکنی

خودت رو جای کسایی بذار که دوستت دارند، خواهش میکنم این کار رو نکن

Anonymous said...

باز یکی ادای مردن را در آورد و جماعت مرده پرست به سینه زنی پرداختند!

Anonymous said...

بنظرم شما اگه اهل خودكشي بودي اينجا نمي نوشتي فكر مي كنم روش جالبي رو براي مشهور شدن پيدا كردي فعلا كه به صفحه اول بالاترين ارتقا پيدا كردي.
به هر حال اگر رفتي اون دنيا مي بينمت ضمنا ورودت رو به جهنم خير مقدم عرض مي كنم .

Anonymous said...

salam , man avalin bare ke bloget o didam, tanha chizi ke mikham begam ine ke plz in karo nakon , neveshtehato ke khoondam ghamam gereft , doa doa mikonam ke shookhi karde bashi, khodkoshi payane badbakhtia nist, ey kash zoodtar bahat ashna mishodam , man ham dast be chenin eghdami zadam oon ham too ghoebtat. plz in karo nakon

Anonymous said...

به نظر من که خوب کاری می کنی ... من هم باید همین کار را انجام بدم!

حالا اون دنیا رفتی ایمیل خودتو بده با هم در تماس باشیم.

راستی چرا با اسلحه و طناب ؟!! معمولا دخترها با قرص خودکشی می کنند یکم مشکوک میزنی کلا!

Anonymous said...

سلام
سلماز جان
نفس بکش
خواهش می کنم
نفس بکش
...

Anonymous said...

زنه به قصد خودکشی خودشو از طبقه 20 ساختمون خودشو برت میکنه اما طبقه هجدهم بشیمون میشه که یهو یه مرد میگیرتش زنه میگه اقا منو نجات بدین مرده میگه یه لب بده تا نجاتت بدم زنه میگه برو گمشو ولم کن , مرده ولش میکنه چند طبقه بایینتر یکی دیگه میگیرتش به زنه میگه یه دست از بشت بده تا نجاتت بدم زنه باز میگه ولم کنی بهتره , باز چند طبقه بایینتر یکی دیگه میگیرتش به زنه میگه از کس بهم بده تا نجاتت بدم باز زنه میگه ولم کن
بهو زنه میبینه مثل اینکه واقعا داره میمیره که یهو اقا ترکه میگیرتش زنه بیشدستی میکنه میگه اقا تو رو خدا منو نجات بده هر چی بخوای لب کون کس هر چی بهت میدم فقط منو نجات بده یهو ترکه میگه وای برو گمشو زنیکه جنده

Anonymous said...

سلام
خب اين همچين بد هم نيست
ولي چراش مهمه
خب من هم از اين کارا کردم
حتما دليل خودتو داری
ولي وسطش پشيمون ميشي
اميدوارم زنده بموني و بگي اين حس رو
موفق باشي
چه در خود کشي چه در زندگي
خنک آن قمار بازی که هر چه بود...؟هان؟آره

Anonymous said...

صدا میاد؟ صدا نمیاد؟

Anonymous said...

خوب، من شما رو نمیشناسم. امیدوارم این پست هم صرفن یه شوخی باشه یا اگر هم جدیه خودکشی جسمی نباشه، نفسی باشه، به هر حال بگذزیم.آدرس بلاگ رو یک دوست اینترنتی به من داد. و امیدوارم بیخیال این کار بشی، چون داری بدترین کار ممکن رو انجام میدی. بیشتر چیزی نمیگم چون به گمانم جاش نیست!

Anonymous said...

برای یک انسان یه راه باریک هست که از همه چیز شروع می شه از میون پوچی رد می شه و به همه چیز ختم می شه

Anonymous said...

همیشه دلیلی برای ماندن وجود دارد . گاهی اوقات همینکه فکر میکنی دلیلی دیگه وجود نداره باید بفهمی که اشتباه میکنی ... باید بمونی و دلیلش رو پیدا کنی

باور کنید منم سالهاست دنبال دلیل می گردم ولی هنوز پیداش نکردم ... ولی هیچ وقت فراموش نمی کنم که اون بیرون دلیل من ، منتظره که پیداش کنم

اینو از صمیم قلب می گم

Anonymous said...

سلی جون به خاطر کیرایی که با دیدنت راست شدن برگرد.

Anonymous said...

همه کاری حاظرم انجام بدم تا تو خودکشی نکنی

sshaiani@yahoo.com

Anonymous said...

یاد اهورا مزدا خالقی یکتا افتادم این خانم هم بعد از یک مدت میگه چون خوانندگان گفتند این کار صحیح نیست فعلا خودکشی را به عقب می اندازم

Anonymous said...

از ته دلم امیدوارم این خبر دروغ باشه! تورو خدا یک خبری از خودت بده سولماز!

Anonymous said...

در عجبم چطور میتونی از لذت لیسیده شدن ولیسیدن بگذری؟؟؟

Unknown said...

متاسفانه من روانكاوم و متاسفانه شما كاملن دروغ ميگين. دوستاني هم كه نگران هستن ديگه غصه نخورن

Anonymous said...

بالاترین را از همان روزهای نخست می خوانم. اما نه تا کنون عضو شده ام و نه حتی کامنت کاربران را خوانده ام. در نتیجه هیچ کدام را نمی شناسم.امروز هم برای نخستین بار در بالاترین در مورد تصمیم شما خواندم. بدون رو دربایستی بگویم که خودکشی حماقت می خواهد که من در نوشته ای که برای یک کاربر بالاترین میل کرده بودید و او در وبلاگش قرار داده، در شما ندیدم. در واقع میان تفکر درباره خودکشی و اقدام به آن تمایز وجود دارد. تفکر در مورد خودکشی نمایانگر اختلال روحی و عمدتا در نتیجه ی خود کم بینی و حس حقارت و ضعف است. یعنی فرد خود را لایق هیچ چیز نمی بیند و نفس خود را شایسته ادامه حیات نمی یابد.
اما اقدام عملی و جدی برای خودکشی زمانی اتفاق می افتد که علاوه بر بحران روحی، قوه تعقل فرد نیز تحت تاثیر القایات منفی خود ساخته قرار بگیرد و در تصمیمی عاری از عقل به جای حل مشکل اقدام به پاک کردن صورت مساله کند.
اگر چه شاید تصور کنید که با اعلام عملی نکردن تصمیم خود در خصوص خودکشی، مورد سوال و قضاوت قرار خواهید گرفت، و شاید به همین دلیل هم هیچگاه حیات خود را اعلام نکنید،اما مطمین باشید اعلام تصمیم شما بر ادامه ی حیات، نخستین گام در راه تغییر نگرش به زندگی است. تصمیم به درست زندگی کردن، مایه خوشحالی خود و مایه تحسین خوش قلبان است، و گرنه حذف فیزیکی ساده ترین کار است. به قول ما حقوقی ها، اصل بر عدم است و وجود است که نیاز به دلیل دارد. وقتی کسی می خواهد وجود چیزی را اثبات کند باید دلیل بیاورد و مدعی عدم، از اثبات بی نیاز است، چون وجود نیازمند دلیل است. پس وقتی در چنین جهانی زندگی می کنیم، پیوستن به معدوم کاملا در جریان اصل، قرار گرفتن است. استثنا این است که زندگی کنیم.

Anonymous said...

kiram too sit-e balatarin. ba tashakor

وحيد said...

چه حیف؟تنها کسی بودی که مشتری ثابت لینکام شده بودی....
اگه خواستی یه ای دیه جدید درست کنی به من سر بزن

Anonymous said...

اگه رفتی که خدا بیامرزتت
(جیز زیادی از دست ندادی) اگرم نرفتی و موندی که بازم تولد دوباره ات رو تبریک میگم

Anonymous said...

نوشته هات رو در بالاترین خواندم بسیار دختر بی ادب و بی شخصیتی هستی و به دیگران بسیار توهین میکردی و هیچ چیزی برایت قبیه نبود واقعا از نبودت این جامعه کوچک بالاترین و جامعه بزرگتری که همه در آن زندگی میکنیم نتنها چیزی را از دست نداده است بلکه از وجودت نفس عمیقی میکشد و خدا رو شکر میکند که رفتی و همه را راحت کردی هر جند که میدونم همه کیانی که این مسخره بازی تو رو جدی گرفته اند سر کار هستند

Anonymous said...

کُسی جوووون ... کجایی ؟ دلم برات تنگ شده. کیرم هواتو کرده

Anonymous said...

بـــابـــا زنـــــــــــــــــــــده.

حالا برو ویژه‌نامه‌ی خودکشی هفت سنگ رو بخون، حداقل یه چیزی یاد بگیری
http://www.7sang.com/closeup/suicide/

Anonymous said...

khoshhalam ke zende ee! baba az in kara nakon!

Anonymous said...

زنده بودی کلک :)
خوشحالم که زنده ای

Anonymous said...

زنده بودی کلک :)
//
...
خوشحالم که زنده ای

:))))))))))))))