Thursday, October 16, 2008

گزینش

شرکتی که توش کار می کردم (در خارج از ایران ) تصمیم گرفت برای توسعه ی یکی از بخشها استخدام جدید داشته باشه .
یکی از شرایط استخدام داشتن phd در رشته ی مورد نظر بود .
من رو مسئول گزینش کردند که شامل آگهی به مجلات و همه ی کارها تا استخدام بود
اشخاصی که رزومه فرستاده بودند از کشورهای مختلف بودند . البته اکثرا از کشوری بودند که در اون زندگی می کردم.
یک ایرانی هم بین ارسال کننده های رزومه بود .
بالاخره ایرانی ای گفتن , من از بین همه ی اونها 6 نفر رو انتخاب کردم و اون هموطن رو هم با اینکه رزومه ی خوبی نداشت دعوت به مصاحبه کردم .
فقط 4 نفر می تونستند استخدام بشند .
روز مصاحبه رسید و بالاخره چشممون به جمال هموطن روشن شد . آقایی بود خوش تیپ اما کم مو و قد بلند .
من رو که دید به انگلیسی باهام صحبت کرد و من هم اول به روش نیاوردم . راستش می خواستم ببینم متوجه می شه من ایرانیم یا نه . البته بعضی ازهمکارام می گفتن چهرت شبیه این ور آبیها هم هست ...
شروع به توضیحاتی در مورد شرکت کردم و همچنان زیر نظرش داشتم . راستش مدتی بود که با هیچ ایرانی صحبت نکرده بودم و خیلی دوست داشتم یه ایرانی ببینم .
خلاصه یه 5 دقیقه گذشت و دیدم ایشون چیزی نگفت خودم گفتم که من ایرانیم می تونید فارسی صحبت کنید . خیلی خوشحال شد .
در هر صورت پس از توضیحات به ایشون گفتم شما رزومه ی خوبی نداشتید ولی من فقط به دلیل اینکه ایرانی بودید دعوتتون کردم . مطمئن باشید اگه جای دیگه ای بود اصلا دعوت به مصاحبه نمی شدید .در هر صورت الان ازتون می خوام خودتون رو شرح بدید و سوابق تجربی وعلمیتون رو بگید .ایشون شروع کرد به صحبت و یک ساعت از کتابها و مقالاتی که ترجمه کرده بود و تدریسش در دانشگاههای ایران می گفت .حرفاش که تموم شد گفتم : ترجمه کار بسیار ارزشمندیست ولی می خوام بدونم شما چه کار علمی انجام دادید ... من سوابق علمیتون رو می خوام ... سوابقی که بدرد این شرکت بخوره ... با ناراحتی گفت : مگه ترجمه کار علمی نیست .بهش گفتم ترجمه کار قبل تقدیریه ولی کسی مانند شما با این تحصیلات باید چیزی برای عرضه داشته باشه نه ترجمه ی کار علمی دیگران .
این شرکت برای استخدام از شما کاری می خواد که سابقتون رو ببینه و ترجمه قبول نیست .
البته می دونستم که در ایران بزرگترین کار علمی یک استاد ممکنه ترجمه باشه البته نمی شه تفصیر رو گردن اونها انداخت تا موقعیکه دانشگاهها به زبان انگلیسی تدریس نمی کنند وضع همینه .
من چون دوست داشتم اون آقا استخدام بشه رو رگ ایرانیمون , مدت زیادی باهاش صحبت کردم . می خواستم ببینم اون یک شخص ایده پرور هست . می خواستم ببینم اگه به شرکت معرفی بشه می تونه موفق باشه .
در خارج از ایران سیستم به نحویه که همه به فکر پیشبرد شرکت هستند و من هم در اون چارچوب اول منافع شرکت رو میدیدم . مطمئنا اگر اون آقا واقعا شایسته نبود اون رو رد می کردم .
در انتها به شرکت معرفیش کردم با شرط گذروندن یک دوره ی ویژه .
تا حالا ایراینهای زیادی رو در غربت دیدم . اونها با امید زیادی میان اما توشه ی اونها از تجربه و مهارت خالیه ...

15 comments:

Anonymous said...

اراجیف ننویس دادا!

امین said...

salam mamnon az shoma be khatere in harekate zibaton

kheily manteghi barkhord kardid

movafagh bashi

amin az france

Anonymous said...

سلام

من نظرتون را قبول ندارم، من خودم و دوستام برا دوره فوق لیسانس هم کار نو ارائه کردیم. این بستگی به دانشگاه داره نه ایران و ایرانی‌ بودن.

بله بعضی‌ از دانشگاه‌های درجه ۲ که از آساتید خوبی‌ بهره نمیبرن کار ترجمه هم به جای تز دکترا ارأیه می‌شه.ولی‌ در دانشگاه تهران، شریف، امیرکبیر، شیراز، اصفهان و ... نه

Anonymous said...

آفرین، جالب بود، به کارهای خوبت ادامه بده

Unknown said...

2 3 daghighe vaght sarf kardan bara khoondane in matlabe ziad bood.

Anonymous said...

Man vaghean nemidoonam in negahe az bala be masaele Iran va iranihaye dakhele keshvar ta key mikhad dar miane Iranihaye Kharej edame dashte bashe, man ham tooye holland dars khoondam ham tooye UK ham tooye Iran, be jorat mitoonam begam asatide va tahsil kardehaye Irani be tore motavaset chizi az moshabeheshoon dar inja kam nadaran. inke begim tanha kareshoonam tarjomast nahayate biensafie va neshoon dahandeye bikhabary az vaziate Irane, tooye Iran ham mesle hameye donya ostad, mohaghegh va daneshgahe khoob, motavaset va zaif hast ke nemishe nemooneye yekishoono be hame taamim dad. inja ham kheyli az asatid va mohagheghin kareshoon tekrare matalebe digarane. behtare kam kam yad begirim lahn va negahemoono taghir bedim va az in jaygahe khod sakhte Iranie kharej neshin biaym paiin ta ba vagheiatha shafaftar movajeh beshim

dk said...

salam ,
bande taze az Iran be France oumadam alan bad az 2 saal tahsil to yeki behtarin daneshgahe mohandesiye france ENSAM va dashtan e 2 ta master dar doshakheye industrial engineering be joraat behetoun migam ke bechehaye daneshgah tehran va sharif va hatta azad khaily bishtar az ina savad daran va baraye khodam moteasefam ke bekhatere zargho bargh e inja oumadam va alan ke fekr mikonam mibinam faghat vaghtamo to systeme amouzeshiye france talaf kardam,
sabegheye shoma ro nemidunam vali ba tavajoh be shenakhty ke daram va amsale shoma ham kam nistan hads mizanam shoma az oun daste iranihayi hastid ke to iran darsi nakhundan va hazer budan ke pedar madareshun zire bomb bemiran vali khodeshoun jame sharabo sar bekeshan ,baratoun moteasef nistam chon az irani budanetoun faghat ye esm baghy munde va be in hatta khod bakhtegi ham nemigan
merci

Sulmaz said...

با سلام
خدمت جناب تورج , علی باید بگم که من کاملا با شما موافقم که بچه های ایران دانشجوهای بهتری هستند و همیشه یه کسایی که میان اینجا از خاطرات دانشگاههای اینجا براشون می گم و معتقدم دانشجوهای دانشگاههای آزاد هم از بسیاری از دانشگاههای معروف اروپا و استرالیا و آمریکا بهتر هستند
خدمت جناب
The Risen Lord
هم باید بگم که شما حدستون اشتباهه من در ایران هم دانشگاه رفتم و پدر و مادرم هم یک خانواده ی متوسط بودند و نمی تونستند خرج تحصیل من رو بدن من با مشقت زیادی اینجا اومدم و کار کردم و در س خوند .
روزهایی داشتم که هنوز از فکر کردن به اونها بدنم به رعشه می افته . برخی اوقانت بود که هفته ای دو وعده غذا می خوردم .
من در اونجا بارها از فرط نداری به مرز خودکشی رسیدم اما هیچ وقت از پدر و مادرم پول و کمک نخواستم .
بهتره در مورد نوشته بحث کنید ...
بدرود

dk said...

Hala ke ba in hame masheghat oumadid khedmate in adamaye cheshm abi ke honareshoun to bardedariye lotf konid oun hame zahmatiyo ke keshidid be khatere vojoode ye mosht adame hezbollahi ke ba madrake taghalobi aberouye maro bordan ,bi arzesh nakonid

Sulmaz said...

The Risen Lord عزیز
من به هیچ عنوان قصد توهین یا تحقیر اساتید ایرانی رو ندارم منظور من اینه که یک استاد ایرانی پس از سالها تلاش وقتی به کارنامش نگاه می کنی بیشتر ترجمه ی علمه تا تولید علم
وگرنه باز هم می گم معتقدم بسیاری از اساتید و دانشجوهای ما از بسیار بسیار دانشجوهای دانشگاههای خیلی معروف اونها بسیار بسیار بهترند
بدرود .

dk said...

khoshhalam baratoun arezouye movafaghiyat mikaonam

Anonymous said...

دست بردار بابا ؛ تکليف خودتو روشن کن. متنت همه اساتيد و جامعه علمي را ميبره زير سوال از اونطرف پاسخ هات به کامنتها بر خلاف متنت هست. يک چيزي نوشتي اگه به اين نتيجه رسيدي که غلطه عذرخواهي کن اگر هم که نه پاسخ کامنت ها را بدون تقيه بده. جوزدگي هم حدي داره. همون بهتر که امثال تو اينجا نيستن و قرار نيست براي مردم و امور مردم قضاوت و داوري کنن.

Anonymous said...

"لبته می دونستم که در ایران بزرگترین کار علمی یک استاد ممکنه ترجمه باشه"

خیر! بهتر است توجه داشته باشید, کسی با ترجمه به درجه استاد کاملی نمی رسد

"اونها با امید زیادی میان اما توشه ی اونها از تجربه و مهارت خالیه ..."

مگر قراره همه تجربه و مهارتشون را تو ایران کسب کنند, حاضر, حاذق و ورزیده بیان پیش شما که مبادا شرکت های برون ایران مجبور بشوند خرج و زمان صرف دوره کنند. شما وقتی می رفتید چه قدر تجربه و مهارت داشتید؟

Sulmaz said...

خدمت عزیزانی که می فرمایند کامتها با متن همساز نیست باید عرض کنم که منظور من کاملا روشنه اساتید ما چیزی از اونطرفی ها کم ندارند اما بیشتر تلاش ایشان صرف ترجمه ی مقالات و کتابها می شود و این ترجمه ها درسته که ارزشمندند برای جامعه ی علمی ایران اما برای یک خارجی که از بیرون سیر علم رو می بینه نکته ی مهمی نداره در واقع اونها به جای تولید علم بیشتر به ترجمه ی علم می پردازند و اگر در دانشگاههای ما به زبان انگلیسی تدریس می شد نیازی به بسیاری از اون ترجمه ها نبود...

Unknown said...

سلام حضور سلماز خانوم . خوشحالم از اینکه وبلاگتونو مجددا راه انداختین . با آرزوی موفقیت برای شما